هشدار ضروری
بیاید با نگاه کردن به یوحنا۱۱:۱۵-۱
” من تاک حقيقی هستم و پدرم باغبان است. او هر شاخهای را كه ميوه ندهد، میبُرَد و شاخههايی را كه ميوه میدهند، اصلاح میكند تا ميوهء بيشتری بدهند. بوسيلهء احكامی كه به شما دادم، خدا شما را اصلاح و پاک كرده است تا قویتر و مفيدتر باشيد. در من بمانيد و بگذاريد من هم در شما بمانم. زيرا وقتی شاخه از درخت جدا شود، ديگر نمیتواند ميوه بدهد. شما نيز جدا از من نمیتوانيد بارور و مفيد باشيد. «بله، من تاک هستم، شما نيز شاخههای من. هر كه در من بماند و من نيز در او، ميوهء فراوان میدهد، چون جدا از من هيچ كاری از شما ساخته نيست. اگر كسی از من جدا شود، مانند شاخهای بيفايده آن را میبُرَند، دور میاندازند و آن شاخه خشكيده میشود؛ سپس، آن را با ساير شاخهها جمع میكنند و در آتش میسوزانند. ولی اگر در من بمانيد و از كلام من اطاعت كنيد، هر چه بخواهيد به شما داده خواهد شد. شاگردان واقعی من محصول فراوان میدهند و اين، باعث بزرگی و جلال پدرم خدا میشود. «همانطور كه پدر مرا دوست دارد، من نيز شما را دوست دارم، پس در محبت من بمانيد. اگر از كلام من اطاعت نماييد، در محبت من خواهيد ماند، درست همانگونه كه من از احكام پدرم اطاعت مینمايم و در محبت او میمانم. اين را گفتم تا شما نيز از شادی من لبريز شويد؛ بلی، تا مالامال از خوشی گرديد.“
یکی از دوستانم مشغول تحصیل در رشته معماری بود. او برای یکی از دوره های آموزشی خود مدل یا نقشه کوچکئ ساختمانی طراحی کرده بود. بدون شک نقشه زیبایی بود، دوستانش تحسین خود را نسبت به این نقشه با فریاد زدن نشان داده میگفتند «عالی! فوق العاده به نظر می رسد! تو با استعدادی!
او نقشه خود را به معلمش تحویل داد و حدود یک هفته بعد از او پرسیدند: «از نقشه ات چه نمره ای گرفتی؟» او پاسخ داد که معلمش به او نمره مردودی داده است.
چند هفته گذشت و او نقشه دیگری ساخت. یک بار دیگر دوستانش دور هم جمع شدند و به خاطر سخت کوشی و طراحی الهام بخشش به او تبریک گفتند.
یک بار دیگر او نقشه خود را به معلم خود تحویل داد. باز هم یک هفته گذشت و او اعلام کرد که آن طراحی شکست خورده است.
مشکل از چی میتواند باشد؟
معلم او مطمئناً موافق بود که سبک ساختمان های او عالی بوده، اما وقتی معلم نقشه ها را تحت آزمایش قرار داد، مشخص بود که نقشه ها در برابر زلزله، گردباد یا طوفان های شدید فرو می ریزند.
چه کسی چنین ساختمانی را می خواهد؟
خوب، در مورد زندگی روحانی خودم چطور؟ چه نوع زندگی مسیحی می سازم؟ آیا من یک زندگی مسیحی می سازم که بتواند در برابر حملات شیطان مقاومت کند؟ یا زندگی مسیحی من در اولین وزش باد تکه تکه خواهد شد؟
و یا من یک زندگی مسیحی می سازم که از لحاظ ظاهری واقعاً زیبا به نظر برسد اما در واقعیت توخالی و ضعیف باشد؟
نمودار یکم:

: نشان دهنده مقدار زمانی باشد که من برای خدمت صرف می کنم .A
خدمت شاید فشار بیارد بالای من، اما با آن هم من عاشقشم! و بازخورد مثبتی که از این جهت دریافت میکنم مرا تشویق خواهد کرد تا انرژی بیشتری را دراین زمینه بگذارم. شنیدن نظراتی مانند “از اینکه در شفاخانه به من سر زدید متشکرم”، “مطالعه کتاب مقدس شما واقعاً دلگرم کننده بود”، “کلمات تشویق کننده شما واقعا کمک کرد”، واز این قبیل دیگرجملات که واقعا دلگرم کننده خواهد بود.
اما خدمت من بر چه چیزی استوار است؟
توضیح دهم اجازه دهید
C نشان دهنده زمانی است که من برای رشد شخصیت خود صرف می کنم و B
نشان دهنده زمانی است که من برای رشد ریشه هایم (رشد روحانی) صرف می کنم. آیا این نوع زندگی مسیحی از آزمون استرس روحی جان سالم به در خواهد برد؟
چه کسی به من بازخورد مثبت می دهد که چقدر زمان صرف توسعه شخصیت یا کار روی رشد ریشه های روحانی خود می کنم؟ به دلیل اینکه آنها به صورت خصوصی انجام می شوند، بنابراین هیچ کس نمی داند که آیا آنها را انجام می دهم یا نه. واقعیت این است که من هرگز هیچ بازخوردی در مورد آنها دریافت نمی کنم.
آهنگی با این متن وجود دارد: “مشغول هستم، مشغله دارم، به طرز وحشتناکی مشغول هستم، مطمئناً برای تو زمانی ندارم.” برای ما غیرقابل تصور است که آن آهنگ را برای خدا بخوانیم، اما شخصی که این نوع زندگی روحانی دارد (نمودار یک) با رفتار خود آن کلمات را با صدای بلند و واضح بیان می کند.
من این رویکرد را در زندگی مسیحی امتحان کرده ام. (نمودار یک)
وقتی طوفان می آید، فروپاشی به میان می آید.
و وقتی می شنوم که کشیش ها در آسیا می گویند که آنقدر مشغول خدمت هستند که زمانی برای خواندن کتاب مقدس ندارند، می دانم که آنها نیز در مسیر اشتباهی هستند.
من به یک سبک جدید برای زندگیم نیاز دارم. یوحنا ۱۵ مرا در جهت درست قرارمی دهد.
یوحنا ۱۵:۵با هشداری آگاهانه پایان می یابد. بدون من هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. من میتوانم از صبح تا شب بطور باورنکردنی مشغول دویدن باشم – اما اگر لحظه به لحظه در مسیح نمانم، از نظر خدا یک صفر میگیرم. چه کسی میخواهد در پایان عمرخود برای تمام تلاشهایش چیزی برای نشان دادن نداشته باشد؟ این یک فکر وحشتناک است!
دوباره به یوحنا ۱۱-۱۵:۱
نظر بیندازید. اگر چنین چیزی را به معلمانم میدادم، سرزنش میشدم. عیسی یازده بار همین کلام را در یازده آیه به کار می برد. معلمانم میگفتند: «این یکنواخت است. چرا همین کلمات را بارها و بارها برسر ما می زنی؟
اما از آنجایی که عیسی در این قسمت نویسنده است، به جای انتقاد، باید نسبت به نکته ای که او سعی در بیان آن دارد بپردازیم.
اگر عیسی چیزی به من می گوید، بهتراست گوش کنم. اگر او همان چیزی را یازده بار به من می گوید، باید متوجه شوم که این باید بسیار مهم باشد.
عیسی با فارغ التحصیلان موفق ترین مدرسه شاگردی در تاریخ جهان صحبت می کند. یازده بار لازم بود به آنها گفته شود که در او بمانند.اگر آنها به آن پیام نیاز داشتند، مطمئن باشید که ما نیز به آن نیاز داریم.
سوال: این کلمه به چه معناست؟
به یوحنا ۱:۳۸ نظر بیندازید:
”عیسی برگشت و آن دو نفر را دید كه به دنبال او میآیند. از آنها پرسید: «به دنبال چه میگردید؟» آنها گفتند: «ربی (یعنی ای استاد) منزل تو كجاست؟“»
برخی از آدمان .وقتی برای اولین بار با عیسی ملاقات می کنند و یک سوال منطقی می پرسند: کجا زندگی می کنی؟ آدرس فیزیکی شما کجاست؟ و کلمه ای که آنها استفاده می کنند این کلمه “ساکن شدن ” یا ” اقامت کردن” است که یازده بار در یوحنا فصل ۱۵ تکرار شده است. این کلمه ای ماندگار است.
سؤال: یک پیرو مسیح چگونه می ماند؟
یوحنا ۸:۳۱
” سپس عیسی به یهودیانی كه به او گرویده بودند گفت: «اگر مطابق تعالیم من عمل كنید، در واقع شاگردان من خواهید بود.“
ما در کلام او زندگی می کنیم و کتاب مقدس را آدرس روحانی خود قرار می دهیم. اینجا جایی است که ما در مورد همه مسائل کلیدی زندگی به دنبال راهنمایی هستیم.
بنابراین – آیا کتاب مقدس واقعاً آدرس روحانی مااست؟
یک بار تصویری از یک کتاب مقدس دیدم که در آن افرادی رشد می کردند. زندگی آنها ریشه محکمی در کتاب خدا داشت.
چه عکس زیبایی. این همان چیزی است که یوحنا ۸:۳۱ توضیح می دهد.

به تمام میوه های روحانی دلپذیر روی این درخت توجه کنید – شخصیت مثل مسیح و روح هایی که به مسیح رسیدند.
این موضوع کلیدی است – راه رسیدن به یک زندگی پربار مسیحی از طریق استوارماندن در مسیح و همچنان از طریق کار منظم بر روی ریشهها یعنی خواندن روزانه کتاب مقدس، عبادت، داشتن حافظه کتاب مقدسی، دعا/روزه و سایر موضوعات روحانی دیگر که خیلی هم ارزشمند استند.
نمودار دو موضوع است که یوحنا ۱۵ما را به انجام آن سوق می دهد. برای اینکه یک مسیحی مستحکم باشیم لازم است که ساختار اساسی و یا ریشه قوی روحانی داشته باشیم، تا در صورت رو به رو شدن با حملات شیطان فرونپاشیم.
هر یک از ما نیاز داریم که روزانه زمانی را در ورزشگاه خدا بگذرانیم و یک تمرین روحانی خوب برای توسعه هر ریشه داشته باشیم.
هر چند وقت یکبار می شنوم که ایمانداران به خاطر کمبود میوه در زندگی کلافه میشوند.آنها می پرسند: میوه کجاست؟
“کجاست میوه؟”
دوباره به یوحنا ۱۵ نگاه کنید. در اینجا دستوری برای تولید میوه وجود ندارد. دستور این است که رعایت کنید. با ماندن، میوه ظاهر می شود..
سؤال: چرا عیسی در یوحنا ۱۵؟ اغلب از «بمان» یا «ماندن» استفاده میکند؟
پاسخ من این است که خدمت میتواند بذرهای نابودی خود را در خود جای دهد.
نمودار یک تله ای است که هر یک از ما می توانیم به راحتی در آن بیفتیم.
“الف” (خدمت ما) مورد توجه، تمجید و بازخورد مثبت قرار می گیرد. بنابراین ما وسوسه میشویم که تمام تلاش خود را صرف خدمت کنیم و از «ب» (شخصیت ما) و «ج» (ریشههای ما) که اساس خدمت و موفقیت ما هستند غفلت کنیم.
نمودار یک پایدار نیست. در نهایت خدمت ما سقوط خواهد کرد زیرا هیچ حمایتی ندارد.
اگر احساس خستگی و فرسودگی می کنم – این اولین جایی است که به آن نگاه می کنم (نمودار یک) تا ببینم آیا به اشتباه این مسیر را رفته ام یا نه. غفلت از ریشه های روحانی من فاجعه ای است که در انتظار وقوع است.
وقتی می شنوم که مردم می گویند شاگردی فقط یکی دیگر از برنامه های مسیحی است، من را نگران می کند. نه! این یک سبک زندگی است که باید تا زمانی که خدا ما را به خانه ببرد زندگی کنیم.
این امکان وجود دارد که در قفسه کتابخانه شما دوره های مختلف مسیحی وجود داشته باشد که در گذشته با موفقیت گذرانده اید اما هرگز دوباره به آنها نگاه نکرده اید. بهتر است دقت کنیم که به شاگردسازی از یک جهت نگاه نکنیم.
عیسی می خواهد که ما یک رهبر خدمتگزار باشیم نه یک دیکتاتور. حادثه شستن پا یوحنا ۱۳ این را کاملاً روشن کرد. فقط داشتن ریشه قوی روحانی می تواند ما را در زندگی به رهبری تبدیل می کند که خدا می خواهد.
اگر میخواهیم برای خدا غیرقابل توقف باشیم، اگر میخواهیم رهبر خدمتگزار باشیم، باید در ورزشگاه خدا با برنامههای روتین روزانه مطالعه کتاب مقدس، دعا، داشتن حافظه کتاب مقدسی وغیره ورزش کنیم.
در یک مکان برجسته روی میز من انبوهی از کارت های کوچک با آیات کتاب مقدس که روی آنها نوشته شده است. چرا؟ از آنجا که داشتن حافظه کتاب مقدسی ضعیف ترین ریشه من است، آن کارت ها در چنین مکان برجسته یادآوری هستند که من باید عمداً آن ریشه را تقویت کنم.
وقتی ریشههایم را جدی میگیرم و در نتیجه در مسیح میمانم، ممکن است زندگیام کامل نباشد. اما قدرتی در من وجود خواهد داشت که ساخته دست انسان نیست. تفاوت آشکار است.
اگر بخواهیم برای خدا غیرقابل توقف باشیم، ریشه های قوی واجب است..
در طول سالها، نامههای پرشوری از دوستانی که درآسیا هستند دریافت کردهام که از ثبات و تعادلی که خواندن روزانه کتاب مقدس به آنها میدهد به من میگویند. آنها در حال یادگیری کار بر روی ریشه هستند. در مورد شما چطور؟
نمودار دو چشم انداز من برای زندگی من است.
این چشم انداز کلیسای من است.
این ارزشمندترین چیزی است که می توانم در زندگی دیگران بسازم.