بشارت توقف ناپذیر
«حاکمیت الهی: سوخت مأٰموریت های مرگبار » نوشته دیوید پلات
(مکاشفه ۵:۱-۱۴)
یک حقیقت فراگیر
نگاه عالی به حاکمیت خدا، فداکاری مرگبار را برای مأموریت های جهانی تقویت می کند .
شبانانی که معتقدند خدا بر همه چیز مسلط است، مسیحیان را به مرگ به خاطر همه مردم سوق خواهند داد.
سه فرض اساسی
این کار ما را روشن میکند که به کجا میرویم، و حتی شاید کمی شما را از مخالفتهایی که ممکن است قبلاً در ذهن و قلب شما مطرح شده است خلع صلاح از مخالفت و دعوا کند.
(1) خدمت محلی و مأموریت محلی کاملاً ضروری است.
من نمی گویم – یا در هیچ نقطه ای از آن دفاع نمی کنم – که باید از خدمت محلی، در کلیسای محلی یا جامعه محلی غافل شویم.
(2) ماموریت های جهانی به طرز غم انگیزی مورد غفلت قرار گرفته است .
بخش شمالی یمن۸ میلیون نفر جمعیت دارد.
آیا می دانید از این ۸ میلیون نفر چند مؤمن وجود دارد؟ ۲۰ یا ۳۰.
بیش از دو میلیارد نفر در جهان امروز به عنوان دست نارس طبقه بندی می شوند – که بیشتر آنها «نجات نیافته»است و انجیل به سادگی برای آنها قابل دسترسی نیست.
(3) شبان ها این امتیاز و مسئولیت را دارند که در مأموریت های جهانی پیشرو باشند.
بیش از۶۰۰۰ گروه با بیش از ۲ میلیارد نفر هنوز با انجیل ارتباط ندارند. این مشکلی است که هیئتهای مأموریت و نمایندگی های مأموریت به آن رسیدگی نمیکنند – این مشکل برای هر شبان و برای هر کلیسای محلی است.
شبان ها، ما مردم را در کلیساهای محلی خود دوست داریم
(خدمات محلی ) و مردمان جوامع محلی خود را (مأموریت محلی) تا آنجا دوست داریم که روزی همه مردم در سراسر جهان انجیل خدا را دریافت کنند و جلال خدا را گرامی بدارند (ماموریت ها جهانی).
و آنچه همه اینها را هدایت می کند – در قلب یک شبان و در قلب یک کلیسای محلی – اعتماد صخره ای به حاکمیت خدا بر همه چیز است.
سپس در دست راست او که بر تخت نشسته بود، طوماری را دیدم که از درون و پشت آن نوشته شده بود و با هفت مهر، تاپه شده بود. و فرشته ای توانا را دیدم که با صدای بلند ندا می داد: «چه کسی شایسته است طومار را بگشاید و مهرهای آن را بشکند؟» و هیچ کس در آسمان و زمین و زیر زمین نتوانست طومار را بگشاید یا به آن نگاه کند ، و من با صدای بلند شروع به گریستن کردم، زیرا کسی لایق باز کردن طومار یا نگاه کردن به آن، یافت نشد. و یکی از بزرگان به من گفت:
«دیگر گریه نکن. اینک شیر قبیله یهودا، ریشه داوود، پیروز شده است تا طومار و هفت مهر آن را بگشاید.»
و بین تاج و تخت و چهار موجود زنده و در میان پیران، بره ای را دیدم که ایستاده بود، گویی که ذبح شده بود، با هفت شاخ و با هفت چشم، که هفت روح خدا هستند که به تمام زمین فرستاده شده اند. و رفت و طومار را از دست راست او که بر تخت نشسته بود گرفت. و چون طومار را گرفت، چهار موجود زنده و بیست و چهار پیر به حضور برّه افتادند و هر کدام چنگ و کاسههای طلایی پر از بخور در دست داشتند که دعای مقدسین است. و آهنگ جدیدی خواندند و گفتند:
« شایستهای که طومار را بگیری
و مهرهای آن را بگشایی، زیرا کشته شدی و به خون خود مردمی را به خدا از هر قبیله و زبان و قوم و قوم فدیه دادی و آنها را پادشاهی و کاهنان خدای ما ساختی. و بر زمین سلطنت خواهند کرد.»
آنگاه نگریستم و در اطراف عرش و موجودات زنده و بزرگان صدای فرشتگان بسیاری را شنیدم که به هزاران هزار میرسیدند که با صدای بلند میگفتند:
«بره ذبح شده سزاوار است که
قدرت و ثروت و حکمت و عزت و جلال و برکت دریافت کند!»
و شنیدم که هر موجودی در آسمان و زمین و زیر زمین و دریا و هر چه در آنهاست میگفتند:
«برای کسی که بر تخت مینشیند و بر بره
، برکت و عزت و جلال و قدرت تا ابدالاباد!»
و چهار موجود زنده گفتند: «آمین!» و بزرگان بر زمین افتادند و عبادت کردند.
چهار حقیقت الهیاتی دراین متن
- خداوند با اقتدار ما سرنوشت جهان را در کف دست خود نگاه میدارد.
مکاشفه ۵ : ۱، «در دست راست او که بر تخت نشسته بود، طوماری دیدم . . . . ”
مکاشفه ۴ : ۱۱ ، «ای خداوند و خدای ما، تو شایسته ای که جلال، عزت و قدرت دریافت کنی، زیرا تو همه چیز را آفریدی، و به اراده تو وجود داشته و آفریده شده است.»
«خداوند متعال، فقط به این دلیل که قادر است، نیازی به حمایت ندارد.»
تصویر یک خدای عصبی و خشنود کننده که برای جلب لطف انسان ها حنایی می کند، عکس خوشایندی نیست. با این حال، اگر به تصور رایج از خدا نگاه کنیم، دقیقاً همان چیزی است که می بینیم.
مسیحیت قرن بیست و یکم خدا را بر صدقه گذاشته است. آنقدر نظر ما نسبت به خودمان والا است که باور اینکه ما برای خدا ضروری هستیم، بسیار آسان است و نه گفتن هم لذت بخش . . . .
احتمالاً سخت ترین فکر برای سرگرم کردن خودخواهی طبیعی ما این است که خدا به کمک ما نیاز ندارد. ما معمولاً او را به عنوان یک پدر مشغول، مشتاق و تا حدودی ناامید نشان می دهیم که برای کمک به دنبال کمک برای اجرای نقشه خیرخواهانه خود برای آوردن صلح و نجات به جهان عجله دارد . . . .
بسیاری از درخواست های تبلیغی مبتنی بر این ناامیدی خیالی از خداوند متعال است. یک سخنران مؤثر می تواند به راحتی شنوندگان خود را برانگیزد، نه تنها برای بت پرستان، بلکه برای خدایی که سخت و طولانی برای نجات آنها تلاش کرده و به دلیل عدم حمایت شکست خورده است.
من می ترسم که هزاران جوان تر به خدمت مسیحی بدون انگیزه ای بالاتر از کمک به نجات خدا از وضعیت شرم آور وارد شوند که عشق او آنها را درگیر کرده است و به نظر می رسد توانایی های محدود او قادر به رهایی او از آن نیست.
به این درجه معینی از آرمان گرایی ستودنی و مقدار نسبتاً شفقت نسبت به محرومان اضافه کنید و انگیزه واقعی در پشت بسیاری از فعالیت های مسیحی امروز خواهید داشت.
(2) وضعیت انسان پیش خدا، جدا از مسیح کاملاً ناامیدکننده است.
مکاشفه۵ : ۲ ، «فرشته ای نیرومند را دیدم که با صدای بلند مژده می داد، “چه کسی شایسته است طومار را بگشاید و مهرهای آن را بشکند؟» و هیچ کس در آسمان و زمین و زیر زمین نتوانست طومار را بگشاید یا به آن نگاه کند ، و من با صدای بلند گریه کردم، زیرا کسی یافت نشد که لایق باز کردن طومار یا نگاه کردن به آن باشد.»
طومار حاوی هدف بزرگ خدا در جهان است. و سکوت در بهشت گواه گناهکاری انسان است. هیچ کس شایسته نیست و یوحنا گریه می کند. هیچ امیدی غیر از مسیح وجود ندارد.
«این گونه در جهنم است. آنها می میرند، اما نمی توانند. شریر همیشه در حال مرگ خواهد بود اما هرگز نخواهد مرد. دود کوره برای همیشه بالا می رود. اوه! چه کسی می تواند تحمل کند تا همیشه در قفسه باشد؟ این کلمه «همیشه» قلب را می شکند.»
یک مبشر با چشمان اشک آلود از «عذاب سوزاندن مانند ذغال سنگی، نه برای یک لحظه یا یک روز، بلکه برای میلیونها و میلیونها عصر صحبت میکرد که در پایان آن روحها متوجه میشوند که نیستند. به پایان نزدیکتر از زمانی که برای اولین بار شروع کردند، و هرگز، هیچگاه از آن مکان رها نخواهند شد .»
نحوه صحبت ما در مورد جهنم – بازی هلووا ، آهنگ هلووا – نشان می دهد که ما نمی دانیم در مورد چه چیزی صحبت می کنیم.
وضعیت دست نیافتنیها در دنیا: خدا را نشنیدهاند و با این حال او را شنیدهاند و دیدهاند .
رومیان ۱ : ۱۸-۲۳ «آنچه ممکن است در مورد خدا شناخته شود برای آنها آشکار است، زیرا خدا آن را برای آنها آشکار ساخته است. زیرا از زمان خلقت جهان، صفات نامرئی خداوند، قدرت ابدی و ذات الهی او به وضوح دیده شده است و از آنچه ساخته شده است درک می شود، به طوری که مردم بی عذر هستند. با اینکه خدا را می شناختند، نه تسبیح می گفتند و نه شکر او را می کردند، اما فکرشان بیهوده شد و دل های نادانشان تاریک شد. اگرچه آنها ادعا می کردند که خردمند هستند، اما احمق شدند و جلال خدای جاودانه را با تصاویری که شبیه پرندگان و حیوانات و خزندگان ساخته شده بودند، عوض کردند.
مرد بی گناه در آفریقا به بهشت می رود – تنها مشکل این است که او وجود ندارد. هیچ انسان بی گناهی در دنیا وجود ندارد. آنها در برابر خدا گناهکار هستند و بنابراین به انجیل نیاز دارند!
در این لحظه بیش از ۲ میلیارد نفر در این دنیا وجود دارند که تنها فهمش آنها از خدا کافی است تا آنها را برای همیشه به جهنم لعنت کند. اما امیدی هست!
(3) عالی ترین خبر در این دنیا این است که بره ذبح شده خدا به عنوان پروردگار مطلق همه سلطنت می کند.
«یکی از بزرگان به من گفت: دیگر گریه نکن. اینک، شیر قبیله یهودا، ریشه داوود، پیروز شده است، تا بتواند طومار و هفت مهر آن را بگشاید.» ( مکاشفه ۵:۵ ).
او قرنها پیش به پدرسالاران قدیم وعده داده شده بود: «شیر قبیله یهودا . . . اطاعت قومها از او خواهد بود» ( پیدایش ۴۹:۱۰ ).
او ریشه داوود است: «از کنده یسی شاخه ای بیرون خواهد آمد و شاخه ای که از ریشه او میوه خواهد داد. روح خداوند بر او خواهد نشست. . . و او به عنوان علامتی برای قومها خواهد ایستاد» ( اشعیا ۱۱: ۱-۲ ، ۱۱ ).
خداوند مقتدر میگوید: «من برای داوود شاخهای عادل برمیخیزانم و او به عنوان پادشاه، پادشاهی خواهد کرد» ( ارمیا ۲۳:۵ ).
«ای مرگ پیروزی تو کجاست؟ ای مرگ نیش تو کجاست؟ نیش مرگ گناه است و قدرت گناه قانون است. اما خدا را شکر که به وسیله خداوند ما عیسی مسیح به ما پیروزی داد!» ( اول قرنتیان ۱۵:۵۵-۵۶ ).
«اینک، بره خدا که گناه جهان را برمیدارد» ( یوحنا ۱:۲۹ ).
در طول تاریخ، از آغاز، مردان آمده اند و مردان رفته اند، زنان آمده اند و زنان رفته اند، همه، نجیب ترین آنها، مهربانترین آنها، قویترین آنها، بزرگترین آنها ، همه ای آنها طعمه گناه شده اند.
همه آنها، هر مرد و هر زن، برده شیطان هستند.
همه آنها، نسل به نسل، قرن به قرن ، هر مرد و هر زن تسلیم مرگ شدند.
اما پس از آن مرد دیگری آمد – برخلاف هر مرد یا زن قبلی.
این مرد طعمه گناه نشد. او بر گناه قدرت داشت.
این مرد اسیر شیطان نبود. او اسیر عدالت شد.
و این مرد تسلیم مرگ نشد. او بر مرگ پیروز شد.
چگونه؟ با رنج بره.
او به جای ما خدشه دار / مطرود / طرد / ضربه خورد / ضرب و شتم دید/ مصیبت دید / زخمی شد / عذاب دید / مظلوم شد / خمیده شد در جای ما ، و همه کسانی که زیر پرچم خون او پنهان می شوند نجات خواهند یافت.
بره خدا نه تنها به جای ما مرگ را تحمل کرده است. او با قدرت خود بر مرگ پیروز شده است. او زخم های مرگ را به دوش می کشد، اما بر مرگ مسلط است.
او را به خداوند عشق تاج بگذار، دستها و پهلوهایش را ببین،
آن زخمها، در عین حال در بالا قابل مشاهده، با زیبایی جلال یافته. هیچ فرشته ای در آسمان نمی تواند آن منظره را به طور کامل تحمل کند، اما چشم سوزانش را به سمت پایین خم می کند در اسرار آنقدر درخشان. او را به خداوند تاج بگذار. زندگی، که بر قبر پیروز شد، و در نزاع برای کسانی که برای نجات آنها آمده بود پیروز شد. جلال او را اکنون می خوانیم، کسانی که مردند، و برخاسته اند، کسانی که برای آوردن زندگی جاودانی مردند، و زندگی هایی که ممکن است که مرگ در آن نابود شود.
مکاشفه ۵ :۷ ، «او رفت و طومار را از دست راست کسی که بر تخت نشسته بود گرفت.»
جسارت نفس گیر.
رستگاری از طریق فداکاری
به پایان رسیدن پادشاهی از طریق مصلوب شدن پسر خدا رخ می دهد.
عیسی «تا حد مرگ، حتی مرگ بر صلیب، مطیع بود. پس خدا او را به بالاترین مقام رسانده و نامی را که بالاتر از هر نامی است به او داده است تا به نام عیسی هر زانویی در آسمان و زمین و زیر زمین تعظیم کند و هر زبانی اعتراف کند که عیسی مسیح خداوند است. برای جلال خدای پدر»
(4) کفاره مسیح با مهربانی، جهانی و با شکوه خاص است.
«چهار موجود زنده و بیست و چهار پیر به زمین افتادند و آواز جدیدی خواندند و گفتند: «شایسته ای که طومار را بگیری و مهره هایش را بگشاید، زیرا کشته شدی و به خون خود مردم را برای خدا فدیه دادی/خرید کردی. از هر قبیله و زبان و قوم و ملت، و آنها را پادشاهی و شبانان خدای ما قرار دادی و بر زمین سلطنت خواهند کرد»
( مکاشفه ۵ : ۸ -۱۰ ).
شما را قبل از تأسیس جهان در او برگزید تا در نظر او مقدس و بیعیب باشید. در عشق، او شما را از پیش مقدر کرد که از طریق عیسی مسیح، مطابق با هدف اراده او ، برای ستایش فیض شکوهمند خود، که ما را در خود برکت داده است، به فرزندی پذیرفته شوید. با توجه به غنای فیض خود که بر اساس هدفش به شما اعطا کرده، در او کفاره به وسیله خون او و آمرزش گناهان خود دارید . . . . شما در او میراثی به دست آوردهاید، زیرا از پیش مقدر شدهاید که بر اساس هدف او که همهچیز را بر اساس ارادهاش عمل میکند » ( افسسیان ۱: ۴-۱۱ ).
برادران و خواهران، اگر ۶۰۰۰ گروه وجود داشته باشد که هنوز انجیل مسیح به آنها نرسیده است، پس ما نقطه کفاره را از دست داده ایم.
اگر فقط شاگرد سازیم، اطاعت ما از مأموریت بزرگ مسیح ناقص است. مأموریت ما این است که از همه ملت ها، از همه مردم شاگرد بسازیم .
کفاره خاص مأموریت های جهانی را هدایت می کند. بنابراین، اگر به مکاشفه ۵ : ۹ ایمان داریم (اگر معتقدیم که عیسی برای خرید مردم از هر قبیله و زبان و ملتی جان داد )، پس به هر قبیله و زبان و ملتی برویم.
چرا؟ چون ما احساس گناه می کنیم که به ما رسیده است، این همه منابع را در اختیار داریم؟ آیا ما فقط «مردم» را برای رفتن به خارج از کشور به سوی افراد دست نیافتنی «گناهکار» نمی کنیم؟ وضعیت ما خراب است پس برویم؟
خیر
چیزی که شور و شوق را برای مردمان دست نیافتنی به حرکت در می آورد، گناه نیست، جلال است، آن هم جلال برای یک پادشاه.
این مردم هستند که می دانند که خدای مقتدر ما نه فقط ۱۰۰۰۰ گروه مردم روی کره زمین، بلکه همه ۱۶۰۰ آنها را شایسته ستایش است. و تا زمانی که تک تک گروههای مردمی که توسط مسیح خریداری شدهاند، نام او را تمجید نکنند، متوقف نمیشویم.
چهار مفهوم از آنچه باید انجام دهیم
(1) امکانیت بده به ما که کلیسای خویش را راهبری نماییم و به اطمنان (برای انتشار انجیل به همه مردم) دعا نماییم.
به آنها بگویید متی ۲۴:۱۴ .
به آنها بگویید که «انجیل ملکوت به عنوان شهادتی برای همه ملتها اعلام خواهد شد و آنگاه پایان خواهد آمد.» این را به آنها بگویید و سپس آنها را به دعا برای رسیدن به پایان هدایت کنید. لاد گفت، این آیه «مهمترین آیه در کلام خدا برای قوم خدا در امروز است». «تنها خود خدا تعریف آن را می داند. من نمی توانم دقیقاً تعریف کنم که همه ملت ها چه کسانی هستند، اما نیازی به دانستن آن ندارم. من فقط یک چیز می دانم: مسیح هنوز برنگشته است. بنابراین، کار هنوز انجام نشده است. وقتی این کار انجام شود، مسیح خواهد آمد. مسئولیت ما اصرار بر تعریف اصطلاحات نیست. مسئولیت ما تکمیل کار است. تا زمانی که مسیح برنگردد، کار ما لغو می شود. بگذارید مشغول شویم و مأموریت خود را به پایان برسانیم.»
(2) به ما اجازه بدهید کلیسای خویش را با فداکاری هدایت کنیم.
در بسیاری از جاها، فیصدی ناچیزی از بخشش ایمانداران به کلیسا به بشارت اختصاص می یابد.
به مزامیر ۶۷ خوب نگاه کنید، جایی که همه ملت ها به ستایش خداوند تشویق می شوند. بخشش سخاوتمندانه ما به بشارت کمک خواهد کرد که این اتفاق بیفتد.
خداوند به مردم خود ثروت دنیوی می دهد تا عبادت جهانی گسترش یابد. خدای مقتدر جهان اراده کرده است که ما به خاطر عبادت او ثروتمند شویم.
(3) اجازه بدهید به ما که کلیسای خویش را با نیت مراجعه نمودن به همه مردم، راهبری نماییم.
ما باید ماموریت های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داشته باشیم.
شکی نیست که ما افرادی از نوع تیموتائوس را در عهد جدید و افرادی از نوع پولس را در عهد جدید می بینیم.
خداوند افراد تیموتائوس را به ماندن در کلیسا (در میان افراد رسیده) و شبانی برای جسد فرا می خواند.
خداوند افراد پولس را فرا می خواند تا دست یافتگان را رها کرده و
در بین دست نیافتنی ها پراکنده شوند.
و شبان، مردان و زنانی در کلیسای شما هستند که خدا آنها را به خدمت از نوع پولس فرا می خواند. شاید نه همه، اما برخی از آنها. خدا آنها را فرا می خواند تا چمدان های خود را ببندند و به خارج از کشور حرکت کنند تا انجیل را در میان مردمان دست نیافتنی منتشر کنند.
شما هم همینطور
- آنها را تشویع میکند؟
- آنها را صدا می کند؟
- در کنار آنها می آید؟
- در طول سال برای موعظه و شبانی خود وقت صرف می کنید تا به طور خاص با آنها صحبت کنید؟
- کلیسا را به روزه گرفتن و دعا کردن مانند انطاکیه در اعمال ۱۳ هدایت میکند و گوش میدهد: «خدایا، کی را صدا می زنی که درازمدت به گروههای مردمی در خارج از کشور بروی؟»
و منتظر جواب دادن می گزاری؟ ممکن است به شما زنگ بزند؟
چرا ما فقط پول ارسال نمی کنیم و اجازه نمی دهیم مردم محلی این کار را انجام دهند؟ هیچ مسیحی محلی وجود ندارد، هیچ کلیسای محلی وجود ندارد. . . این چیزی است که به معنای دست نیافتنی است. طرح خدا این نیست که من و شما پول خود را برای آنها بفرستیم تا آنها جان خود را با انتشار انجیل به جای ما از دست بدهند.
(4) اجازه بدهید که کلیسای خویش را طوری راهبری نماییم که با کمال میل جان شان را فدا نماید.
نگاه عالی به حاکمیت خدا، فداکاری مرگبار برای مأموریت های جهانی را تقویت می کند. کشیشانی که معتقدند خدا بر همه چیز مسلط است، مسیحیان را به مرگ به خاطر همه مردم سوق خواهند داد.
کشیش رومانیایی جوزف تسون زمانی را نقل کرد که شش مرد از او بازجویی می کردند. به یکی از آنها گفت:
آنچه اینجا در حال وقوع است، برخورد من و تو نیست. این یک رویارویی بین من و خدای من است . . . . خدای من [از طریق تو] به من درس می دهد. نمی دانم چیست. شاید بخواهد چند درس به من بدهد. فقط میدانم، آقایان، شما فقط کاری را که خدا میخواهد با من انجام میدهید، و یک اینچ جلوتر نمیروید، زیرا شما فقط ابزار خدای من هستید. هر روز آن شش مرد پر زرق و برق را به عنوان عروسک های خیمه شب بازی پدرم نمی دیدم !
دوباره تسون :
در بازجویی اولیه به افسری که مرا تهدید به قتل می کرد، گفته بودم: «آقا، اجازه بدهید توضیح بدهم که این موضوع را چگونه می بینم. برترین سلاح شما کشتن است. برترین سلاح من در حال مرگ است. هم اکنون به چگونگی کارکرد آن می پردازیم. می دانید که خطبه های نواری من در سراسر کشور پخش شده است. اگر مرا بکشی، آن خطبه ها با خون من پاشیده می شود. همه می دانند که من برای موعظه ام مردم. و هر کس نواری دارد آن را برمی دارد و می گوید: “بهتر است دوباره به آنچه این مرد موعظه کرد گوش دهم، زیرا واقعاً منظورش این بود. او آن را با جان خود مهر و موم کرد. پس آقا، خطبه های من ده برابر بلندتر از قبل صحبت می کند. من واقعاً از این پیروزی عالی خوشحال خواهم شد اگر مرا بکشی.» بعد از اینکه این را گفتم، بازجو مرا به خانه فرستاد. افسر دیگری که در حال بازجویی از یک کشیش دوست و هم فکر ام بود به او گفت: «ما می دانیم که آقای Tson ، تسون دوست دارد شهید شود، اما آنقدرما هم احمق نیستیم که آرزوی او را برآورده کنیم.»توقف کردم تا معنای آن جمله را در نظر بگیرم. به یاد آوردم که چند سالی بود که از مردن می ترسیدم. من سطح پایین را حفظ کرده بودم. چون خیلی می خواستم زندگی کنم، عمرم را در بی تحرکی تلف کرده بودم. اما حالا که جانم را در قربانگاه گذاشته بودم و تصمیم گرفتم برای انجیل بمیرم، آنها به من می گفتند که مرا نمی کشند! من میتوانستم به هر کجای کشور میخواستم بروم و هر آنچه را که میخواستم موعظه کنم، با علم به اینکه در امان هستم. تا زمانی که سعی می کردم جانم را نجات دهم، داشتم آن را از دست می دادم. حالا که حاضر بودم از دستش بدهم، پیدا کردم اش.
بنابراین هموطنان مسیحی:
اجازه دهید کارمان را با الهیات ضعیفی که منجر به رویکردهای ناچیز برای مأموریتها در کلیساهایمان میشود، تمام کنیم.
بیایید عمیقاً به خدای مقتدر جهان ایمان داشته باشیم که سرنوشت جهان (و زندگی ما) را در کف دست خود نگه می دارد.
بیایید وضعیت ناامیدانه انسان را در پیشگاه خدا جدا از مسیح ببینیم و کلیساهای خود را به دعا، بخشش و رفتن به سوی مردمان دست نیافتنی با بزرگترین اخبار در سراسر جهان هدایت کنیم.
ما با یک فداکاری ویژه، در سطح جهانی و با شکوه نجات یافته ایم، پس بیایید کلیساهای خود را رهبری کنیم و اجازه دهید جان خود را، در صورت لزوم از دست بدهیم ، برای پیشرفت پادشاهی مسیح و انجام مأموریت مسیح.
و بیایید تا زمانی که بره ذبح شده، خداوند و پروردگار مقتدر پاداش کامل رنج های خود را دریافت نکند، دست از تلاش برنداریم.